سه بوسه

سه فصل از زندگی

۱۱:۰۸ ب.ظ

و من تا دیری خواهم گریست

وقتی دل شب تاریک است و

ستارگان تا دور دستها پراکنده اند

جسد جویده خاموش خویش را

از پس پشت

سنگین سنگین خواهیم کشید.

غریبانه و تنها

در ستبر غم های سردم

اشک خواهم ریخت

و دوزخی که در آنم

از آتش و خشم

آسوده خواهم کرد…

بی نظر »

هنوز دیدگاهی داده نشده.

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. پیگیری از سایت

دیدگاه‌تان را بنویسید: