دیگر فکر نمی کنم در سه بوسه چیزی بنویسم.
موفق باشین دوستان
هزار ماجرایی که نباید نوشت: در روزگاری که سرشار از هزار دروغ و فریب است من گمان نمی کنم راه یکی باشد و آنهم از راستی برخیزد… برای کسانیکه ادعا راستی دارند. از دفتری که نامش خود رازی ست…
هزار ماجرایی که نباید نوشت: در روزگاری که سرشار از هزار دروغ و فریب است من گمان نمی کنم راه یکی باشد و آنهم از راستی برخیزد… برای کسانیکه ادعا راستی دارند. از دفتری که نامش خود رازی ست…
برای مدتی که نخواهم بود
آرزوی موفقیت های بزرگ برای همه دوستانم دارم
تا مدتی بدرود…
خزان هایی که گذشتند
و
چه بهارانی که باز نمی آیند
امیدهایی که باز نمی آیند
چند روز پیش یک عبارتی نوشته بودم:
تنها
نزدیک ترین دوستم می داند
اوقاتی که خانه نیستم
کلیدرا زیر گلدان کنار در
پنهان کرده ام…
اما چند توضیح کوچک:
۱ الان که خیلی ها از محل کلید منزلم با خبر شدند خوشحالم که تعداد دوستان نزدیکم بیشتر شده!
۲ برای کسیکه دنبال حقیقت است محرم و نا محرم معنایی ندارد .
۳ و مهم تراز همه من دوست نزدیکی دارم و وقتی بیرونم امنیت و زیبایی مرا او تازگی می دهد.
۴ و بالاخره در این عبارت متهم ای وجود نداشت دوستان خوبم به دل نگیرند.
دیروز چند عبارت تازه نیز در مسیر برگشتم و در ماشین نوشتم که بعدها در سایت خواهم نوشت.
اگر فرصتی باشد نوشته های روزانه ام بیشتر خواهد بود….