سه بوسه

سه فصل از زندگی

۱:۱۴ ب.ظ

دیگر فکر نمی کنم در سه بوسه چیزی بنویسم.
موفق باشین دوستان

۱۱:۰۳ ق.ظ

معرفی یه دفتر جدید

هزار ماجرایی که نباید نوشت:   در روزگاری که سرشار از هزار دروغ و فریب است من گمان نمی کنم راه یکی باشد و آنهم از راستی برخیزد…  برای کسانیکه ادعا راستی دارند.  از دفتری که نامش خود رازی  ست…

۱۲:۵۲ ب.ظ

مزدک

برای مدتی که نخواهم بود
آرزوی موفقیت های بزرگ برای همه دوستانم دارم
تا مدتی بدرود…

۹:۰۴ ق.ظ

راه بی بازگشت

خزان هایی که گذشتند
و
چه بهارانی که باز نمی آیند
امیدهایی که باز نمی آیند

۶:۱۳ ب.ظ

روزی…

روزی چیزی پر منطق مرا فریفت!

دوستان منطق زیباست

اما همیشه احساس عزیزتر است.

۹:۵۸ ب.ظ

یه اصلاحیه

چند روز پیش یک عبارتی نوشته بودم:

تنها
نزدیک ترین دوستم می داند

اوقاتی که خانه نیستم

کلیدرا زیر گلدان کنار در

پنهان کرده ام

اما چند توضیح کوچک:

۱ الان که خیلی ها از محل کلید منزلم با خبر شدند خوشحالم که تعداد دوستان نزدیکم بیشتر شده!

۲ برای کسیکه دنبال حقیقت است محرم و نا محرم معنایی ندارد .

۳ و مهم تراز همه من دوست نزدیکی دارم و وقتی بیرونم امنیت و زیبایی مرا او تازگی می دهد.

۴ و بالاخره در این عبارت متهم ای وجود نداشت دوستان خوبم به دل نگیرند.

دیروز چند عبارت تازه نیز در مسیر برگشتم و در ماشین نوشتم که بعدها در سایت خواهم نوشت.

اگر فرصتی باشد نوشته های روزانه ام بیشتر خواهد بود….